گزارشی از شرکت اسلحه سازی دیانا

در سال 1890 در جنوب غربی المان و در شهر rastatt شرکت بزرگ Diana's parent company, Mayer & Grammelspacher تاسیس شد که در واقع در ابتدا یک کارخانه ی تولید انبوه قطعات فلزی بود.

نمایی از شهر rastatt:
[تصویر: rastatt_01.jpg]


تا قبل از اقاز جنگ اول جهانی این در 1914 این شرکت شرکت تولید سلاح های بادی لوازم اشپزخانه و دستگاه های تولید شکلات را اغاز کرده بود.
پس از جنگ شرکت تصمیم گرفت تا نگاهی ویژه به مقوله سلاحهای بادی داشته باشد.زیرا به نظر می رسید بازار این کالا اینده ای نوید بخش داشته باشد.
هر دو مهندس بنیانگذار شرکت{Jakob Mayer and Josef Grammelspacher } به عناصری چون کیفیت وظرافت ساخت و با تاکید بر زیبایی شناختی و خدمات به عنوان یک ارزش اساسی در فرایند تولید نگاه میکردند.
جالب اینجاست که یاکوب مایر خود مخترع سیستم spring-loaded ball mechanism یا همان سیستم قفل توپی لوله در سلاحهای کمرشکن میباشد.
این سیستم قفل از ان به بعد بر روی میلیونها سلاح بادی اعمال شد و امروزه نیز بسیار معمول میباشد.


در طول تاریخ شرکت محصولات دیانا فروشی بین المللی داشته اند.حتی در سال 1930 50 درصد از محصولات شرکتا صادر می شده.این رقم امروزه به بیش از 90 درصد رسیده و به 60 کشور متفاوت صادر میشود.
نواوری مداوم:
دانستن چگونگی انجام کار و تداوم در کار همواره نقش مهمی در موفقیت این شرکت داشته است.با وجود مرگ بنیان گذاران ان هر نسل از مدیران شرکت به طور مداوم در امور تحقیق و توسعه و سرمایه گذاری مشغول هستند و شرکت را زنده و پویا نگه داشته اند.دیانا امروز قادر به تعمیر سلاحهایی است که بیش از 5 دهه از ساخت انها میگذرد.این تسلسل و تداوم به وسیله ی خانواده ی بنیانگذاران شرکت که اکنون 100 درصد از سهام شرکت را در اختیار دارند تضمین شده است.
تولیدات دیانا سالانه به 60000 واحد میرسد.این شرکت در طول تاریخ خود همواره برای تولید قطعات فلزی از پیشرفته ترین تکنولوژی های روز استفاده کرده و می کند.
فقط چند مورد خاص همچون بعضی از قطعات و قنداق از میان شرکتهای برگزیده توسط دیانا خریداری میشوند.

عکسی از تولیدات این شرکت:
[تصویر: 1000673u.jpg]

علاوه بر این شرکت دیانا همواره بر پیشرفته ترین ماشین ها در خط تولید و مشتریان صنعتی که کاررا با بالاترین کیفیت ارائه میکنند تکیه کرده است.
در حال حاضر تعداد کارمندان شرکت به 80 نفر میرسد.
این شرکت ابزار مهندسی و بخش طراحی مخصوص به خود را دارد.


تولیداتی برای تمامی سنین و سلیقه ها:
هزاران شکارچی و تیرانداز اموخته اند که چگونه با یک سلاح دیانا با احساس امنیت کامل شلیکی دقیق داشته باشند{یکیش خود منKhansariha (256)}
به راستی که این سلاحها ارزشی فراتر از یک سلاح تمرینی دارند.
دیانا محصولات خود را در دو رنج محصولات قدرتی و شکاری و فیلد تارگت عرضه میکند.با نزدیک به 40 مدل مختلف رنج وسیعی از سلایق را در بر میگیرد.
تمامی این مدل ها را میتوان به سه دسته:کمر شکن-زیرتاشو و بغل تاشو دسته بندی کرد.
پر فروشترین انها مدلهای کمرشکن پنتر 21 و 31 میباشند که سلاح پنتر 31 اخیرا بهسازی شده و با ویژگی های جدید همچون کیفیت بالاتر قابلیت استفاده برای افراد چپ دست و قنداق فایبر گلاس.

سلاح پنتر 31:
[تصویر: DianaP31compact1_700.jpg]
سلاح پنتر 21:
[تصویر: P21camo.jpg]

از طرف دیگر سلاح 350 مگنوم که بالاترین قدرت را در سلاحهای فنری دارد نیز از فروش بالایی برخوردار میباشد.
بعد از سلاح های بادی دیانا طیف وسیعی از طپانچه های بادی قدرتمند و لوازم جانبی همچون دوربین های مختلف و ساچمه های نتفاوت را ارائه میدهد.
مشتریانی که مایل به خرید اختصاصی و ویژه هستند میتوانند از خدمات قراردادی و از سلاحهایی با قنداقهای با کیفیت و حکاکیهای زیبا بهره مند شوند.


اولین pcp دیانا:
خبر مهمخی که اول سال جاری میلادی توسط شرکت مطرح شد معرفی اولین pcp این شرکت بود.
چون تقاضا ها نسبت به خرید pcp در جهان رو به افزایش بود شرکت تصمیم به حضور در این بازار پر رقابت با معرفی p1000 گرفت.
با این سلاح جدید شرکت وارد دوره ی جدیدی شده بود که دلیل ان تحقق خواسته های بلند مدت طرفداران شرکت در سراسر جهان بود.
این سلاح با ویژگی های فنی مانند قنداق شکاری دو تکه کپسول هوای فشرده با 300 بار خشاب 14 تیری و یک اداپتور تک شات عرضه شد که ان را برای هدفزنی و شکار مناسب کرده است.
p1000 با قدرتی معادل 40 ژول میتواند 50 شلیک با ماکزیمم قدرت داشته باشد.با ماشه منحصر به فرد t06 و ضامن اتوماتیک.در مدل p1000s یک عدد سایلنسر نیز عرضه میشود.

دیانا p1000:
[تصویر: 16288099241553284147.jpg]


زمانهای چالش برانگیز:

به گفته ی مدیر عامل شرکت مارتین زدلر این شرکت با چندین چالش بزرگ روبرو است.
وی گفت:پس از سالها سکون در روند فروش حجم فروش تولیدات از سال 2006 تا 2008 افزایش یافته است.در سال 2009 به دلیل بحران جهانی اقتصاد شرکت با کاهش قابل توجهی در فروش و گردش مالی روبرو بوده و صدمه دیده است.
از انجا که در سال 2010 شرکت از بحران گذر کرده است سال 2011 سالی امیدوار کننده به نظر میرسد.
به گفته مارتین بازار سلاح بادی در حال تبدیل شدن به بازاری سخت برای کار کردن شده است.رقبای جدید هرکدام در حال تلاش برای گرفتن سهم خود از بازار هستند.محدودیت های بیشتری که بر بازار اسلحه های گرم اعمال میشود باعث شده شرکتها در اینده بیش از پیش به سمت سلاح های بادی روی بیاورند.
با این وجود تازه واردان در صنعت سلاح بادی تلاش میکنند قیمت را به پایین ترین سطح ممکن برسانند که باعث میشود سال به سال رقابت سخت تر و پیچیده تر شود.
وی هدف اصلی این شرکت را حضور در بازارهای جدید جهانی و تولید محصولات جدید و بهبود یافته توصیف میکند.
و کلید اصلی شرکت را متقاعد کردن مشتریان برای خرید یک جنس المانی با کیفیت با هزینه ی بیشتر از محصولات معمولی میداند.زیرا خرید یک محصول المانی با کیفیت ارزش بیشتری از خرید دو عدد از محصولات بی کیفیت را دارد.
مارتین در نتیجه گیری پایانی خود بیان میکند:
برای مبارزه با رقابت های جدید و درحال رشد دیانا به طور مستمر به حفظ سرمایه گذاری در نواوری و فناوری و کیفیت میپردازد.

منبع:http://www.guntradeworld.com/index.php?option=com_content&view=article&id=317:airguns-fit-for-a-goddess&catid=69:interviews&Itemid=125

در پایان استفاده از مطالب این گزارش فقط و فقط با ذکر نام سایت iran-airrifle مجاز میباشد.امیدوارم که برای دوستان عزیز مفید بوده باشه.انشالله در اینده تاریخچه ساخت چندین سلاح مختلف رو براتون تهیه میکنم.گذاشتن عکس هم انشالله در کافی نتKhansariha (8)

تصاویر دیدنی از یک کارخانه اسلحه سازی آمریکایی  



















تقسیم بندی موشکهای بالستیک






کوتاه برددارای برد زیر 1000 کیلومتر

تقسیم بندی موشکهای بالستیک

برد متوسطدارای برد 1000 تا 3500 کیلومتر




موشک دوربرددارای برد 3500 تا 5500 کیلومتر




موشک قاره پیمادارای برد بیش از 5500 کیلومتر

توپ ضد هوایی سنگین

در سال 1936 بود که شرکت راین متال پروژه ای با نام گرت40 را آغاز نمود . اولویت این پروژه برای راین متال خیلی بالا نبود و به همین دلیل طراحی و ساخت نمونه اول آن 4 سال طول کشید و عاقبت در سال 1940 نمونه اولیه گرت40 برای آزمایش آماده شد .
هدف ار پروژه گرت40 ساخت یک توپ صحرایی توانمند بود اما طراحان راینمتال بیش از حد لزوم بر روی توانمند سازی این توپ تلاش کرده بودند و نتیجه کار یک هیولای پرقدرت ولی بسیار سنگین بود . افسران ارتش با دیدن این توپ قول پیکر دریافتند که استفاده از آن به عنوان یک توپ صحرایی به دلیل وزن بسیار زیاد آن عملی نیست ، زیرا توپهای صحرایی باید به راحتی قابل حمل و نقل باشند . ، اما برد و دقت بالای این توپ آنها را به این فکر انداخت که بر مینای توپ گرت40 ضد هوایی بسیار پر قدرت را به خدمت بگیرند . متخصصین گرت40 مشغول به کار شدند و با اعمال تغییراتی بر روی گرت40 ، توپ ضد هوایی سنگین FLAK40 متولد شد . در اولین اقدام 6 FLAK40 که مجهز به ارابه های ویژه حمل و نقل بودند توسط راین متال به تولید رسیدند اما وزن بالا و جسه بزرگ این هیولای فولادین سبب شد که جا به جایی آنها توسط ارابه های بزرگ نیز مشکل و صعب باشد .
متخصصین راینمتال سعی کردند با اعمال تغییراتی مشکل حرکت FLAK40 را حل کنند ، اما در نهایت به این نتیجه رسیدند که از سیستم حامل توپ صرف نظر کرده و از آن به عنوان یک سلاح ایستا یا ساکن بهره برداری نمایند .
به دلیل قدرت سهمگین این آتش بار ضد هوایی از آن برای محافظت از مناطق مس ی شهرهایی همانند برلین و وین بهره گرفته میشد در بعضی از موارد برای استفاده موثر تر از این سلاح مقر های ویژه ای برای نصب آن ساخته شد هم چنین یک وسیله نقلیه ریلی نیز برای جا به جایی آنها از طریق خطوط راه آهن طراحی و تولید گردید . تولید نگارش ایستای FLAK40 در سال 1942 آغاز شد اما باید دانست که FLAK40 سلاحی بسیار پیچیده و گران قیمت بود به طوری که تا ژانویه 1945 ، راینمتال موفق شد تنها 570 قبضه از آن را تحویل ورماخت دهد و تمامی این توپها نیز به عنوان سلاحی کار آمد برای حفاظت ار تاسیسات و ساختارهای حساس رایش مورد استفاده قرار گرفتند . با به کار گیری FLAK40 مشخص شد که این سلاح در میدان نبرد همچون صاعقه ای سوزند و ویرانگر ، موثر و قاطع عمل میکند و همین نتایج درخشان باعث شد که بنا به توصیه سران ورماخت ، متخصصان راین متال ساخت نگارش جدیدی از این سلاح با نام Flakzwilling40 ( فلک زویلینگ یا فلک دو قلو ) را آغاز نماید . فلک زویلینگ به دو قبضه توپ ضد هوایی 128 میلیمتری مجهز شده بود . این توپها به صورت پهلو به پهلو در کنار هم قرار میگرفتند ، برای نصب و به کار گیری فلک زویلینگ نیاز به مقر های ویژه ای بود . این مقر ها سکو های بتنی بلندی بوده که به سیستمهای پشتیبانی فلک زویلینگ مجهز شده بودند .
نتیجه کار خارج از حد تصور بود ، یک سیستم ضد هوایی قدرتمند با نرخ آتش مناسب که میتوانستند با بلند پرواز ترین هواپیماهای متفقین نیز در گیر شوند . در واقع فلک زویلینگ یکی از معدود سیستمهای ضد هوایی بود که به هیچ یک از هواپیماهای شکاری یا بمب افکن باج نمیداد به شکلی که حتی بمب افکنهای با سقف پروازی بالا نظیر B-17 و ... نیز به راحتی طعمه گلوله های آتشین این سیستم ضد هوایی مخوف میشدند . این سیستم ضد هوایی مهیب برای حفاظت از حساس ترین نقاط پایتخت رایش ، برلین استفاده میشد اما به دلیل هزینه سرسام آور و پیچیدگی تکنولوژی تولید آن ، تنها 33 قبضه تولید و به بهره برداری رسید .
فلک زویلینگ زمانی معرفی شد که به دلیل پیشرفت سریع عملکرد بمب افکن های متفقین ، آلمان در زیر فشار خرد کننده بمباران های مداوم به شدت به یک سیستم ضد هوایی پر قدرت و مخرب محتاج بود . با وجودی که توپهای ضد هوایی 150 و 240 میلی نیز در دست طرحی و تحقیق قرار داشتند اما هیچ کدام از مرحله نمونه اولیه جلو تر نرفته و همه این پروژه ها معوق ماندند اما فلک زویلینگ با نمایش قدرت آتش بار سنگین و موثر خود به نوعی موثر ترین سلاح ضد هوایی ج ج دوم و چند سالی پس از آن به شمار می آمد .
زمانی که جنگ به پایان رسید مشخص شد که آلمان ها نگارش جدیدی از یک توپ ضد هوایی 128 میلی به نام FLAK45 را در دست ساخت داشتند و حتی یک نمونه آزمایش از آن نیز تولید کرده بودند ، با بررسی این نمونه مشخص گردید که قدرت و عملکرد آن به مراتب از فلک40 بالا تر است ، خلبانان بمب افکن های متفقین باید شاکر باشند که سرو کارشان با FLAK45 نیفتاد .
مشخصات توپ ضد هوایی سنگین FLAK40 :
کالیبر ::::: 128 میلیمتری
وزن :::: در حال تحرک با عراده مخصوص 27 تن ، در زمان استفاده به صورت سیال 17 تن و در زمان استفاده از آن به صورت ایستا 13 تن .
ابعاد ::::: طول کلی 15 متر ، ارتفاع 4 متر ، طول کلی لوله 8/7 متر ، طول قسمت خاندار لوله 4/6 متر .
بالاترین برد موثر ::::: 14800 متر
وزن گلوله ::::: 26 کیلوگرم
سرعت دهانه ::::: 880 متر بر ثانیه
درای قدرت گردش 360 درجه

موشک

موشكي مدرن است كه به وسيله زير دريايي حمل مي شود و در پاسخ به آزمايش موشك
SS-NX-33 از سوي روسيه نمايش داده شد.اين اولين موشك با پايه زير دريايي در ايالات متحده است كه توانايي مقابله در برابر حملات را داراست.اين موشك تا سال 2030 گسترش پيدا مي كند تا اينكه نسل بعدي اين موشك يعني Trident E-6 در سال 2030 وارد خدمت شود.
Trident D-5 معمولا توسط هر دو كشور ايالات متحده امريكا و انگلستان و در زير دريايي هاي كلاس ويگارد و اوهايو مورد استفاده قرار ميگيرد.
پيمانكار اوليه طراحي Trident D-5 بخش فضايي و موشكي كمپاني Lockeed Martin بود.
Trident D-5 بصورت بسيار استراتژيك براي محكم و نيرومند كردن نيروي اتمي ايالات متحده طراحي گشت.
اين موشك از سيستم كلاهك هاي چندگانه(MIRV) بهره مي برد كه توانايي نابود كرد تعداد زيادي از سيلوهاي موشك را در ضربه اول را دارد.هر چند روسيه و جمهوري خلق چين بيشتر توان موشكي خود را بر پايه موشك هاي متحرك گذاشته اند,بنابر اين چنين حملاتي بيهوده است.
به همين سبب محتمل است كه موشك براي پيگيري كردن از عقيده ضربه زدن در حملات اتمي مورد استفاده قرارا گيرد.زير دريايي هاي حمل كننده Trident D-5 برد كافي و لازم را براي حمله از سواحل ايالات متحده امريكا را دارا هستند و پيدا كردن انها تقريبا غير ممكن است.
با تركيب اقدام به موقع و كلاهك هاي چنگانه اين موشك تقريبا قدرت عبور از هر نوع سيستم دفاع ضد موشكي را داراست.
Trident D-5 در نهايت بردي برابر با 12000كيلومتر(7456 مايل) را داراست و سيلو-پايه است و توانايي حمل كلاهكي به وزن 2800 كيلوگرم را داراست.كلاهك چندگانه اين موشك توانايي حمل 8 تا 12 كلاهك كوچكتر را به اين موشك مي بخشد اما برا اساس پيمان اول كاهش سلاح هاي استراتژيك(استارت 1) تعداد انها به 8 عدد كاهش يافت.هر كلاهك كوچك مي توانست از نوع Mk4 با 100 كيلوتن W76 و يا Mk5 با 478 كيلوتن W88 باشد.
سيستم ناوبري خودكار تركيب شده با سيستم مرجع اخترشناسي دقتي برابر با 90 متر(CPE) را به اين موشك مي بخشد.طول این موشک 13.42 متر و عرض ان 2.11 متر و وزن پرتابی برابر با 59090 کیلوگرم را داراست.
موشک Trident D-5 از موتوری 3 مرحله ای سوخت جامد استفاده می کند.
البته بهینه سازی های گسترده ای در مورد Trident D-5 انجام پذیرفته است.سیستم موقعیت یاب جهانی(GPS) در سال 1993 بر روی این موشک نصب و مورد تست قرار گرفت.بهبود دادن فیوز انفجار هوایی برای کلاهک MK 4 RV در سال 1998 انجام پذیرفت.موتور سه مرحله ای جدیدی طراحی و تست شد و در نسل بعدی این موشک بکار گرفته شد,این بهینه سازی بقدری گسترده است که تا سال 2020 برای 300 موشک انجام می پذیرد,این بهینه سازی برای افزایش عمر این موشک ها انجام می پذیرد.
UGM-133 Trident D-5 در سال 1990 در نیروی دریایی ایالات متحده وارد خدمت شد.اولین پرتاب ازمایشی این موشک در ژانویه سال 1987 انجام پذیرفت.
در واقع D-5 برای بکار گیری در 24 عدد زیر دریایی کلاس-Ohio برنامه ریزی شده بود ,اما در نهایت این مقدار به 14 تا 18 زیر دریایی کاهش یافت.
در حال حاضر ده زیر دریایی کلاس- Ohioقابلیت حمل D-5 را دارا هستند,4 زیر دریایی دیگر تا سال 2008 مورد استفاده قرار می گیرند.تعداد 453 موشک برای تولید برنامه ریزی شده است که تا سال 2002 تعداد 395 موشک و 1920 RVs تولید شده است.تعداد 300 موشک Trident D-5 در انتظار هستند تا به D-5A تبدیل شده
و عمر انها افزایش یابد, با این بهینه سازی این موشک ها می توانند تا سال 2042 در سرویس باقی بمانند.
Trident D-5 همچنین در انگستان و در 4 زیر دریایی کلاس-Vanguard مورد استفاده قرار می گیرد.این زیر دریایی ها توان حمل 16 موشک ساخت امریکا را دارا هستند.



--------------------------------------------------------------------------------
خصوصيات
عملكرد: موشك بالستیک قاره پیما(SLBM)
نام یدکی: UGM-133
سازنده: بخش فضايي و موشكي كمپاني Lockeed Martin
كشور سازنده: ایالات متحده امریکا
پيشرانه: موتور سه مرحله ای سوخت جامد
طول: 13.42 متر
قطر: 2.11 متر
وزن پرتاب: 59090 كيلوگرم
برد: 12000 كيلومتر
سيستم هدايت: هدايت خودكار/سيستم مكان يابي جهاني(GPS)
كلاهك: کلاهک اتمی W76 100 کیلوتنی یا W88 475 کیلوتنی
سال ورود به خدمت: 1990

گمپارد تانک پدافندی

تانک پدافند هوایی گپارد ساخته شده در کارخانجات کراوس – مافی وگمن KMW در مونیخ آلمان میباشد که در نیروهای مسلح کشورهای بلژیک ، هلند و آلمان عملیاتی شده است . 43 دستگاه توپ پدافند هوایی خودکششی گپارد مازاد بر نیاز ارتش آلمان ، از سوی این کشور به نیروهای مسلح رومانی اهدا شد . اولین دستگاه از این هدیه گران قدر در نوامبر 2004 تحویل شد .



این خودرو با سامانه مهار آتش ، سنسورهای کشف و ردیابی هدف در هر شرایط آب و هوایی و توپهای خودکار پر قدرت ، یکپارچه شده است . نقش این خودرو در میان نیروی های ناتو شامل حفاظت از تاسیسات کلیدی ، واحدهای رزمی و نیروهای در حین حرکت و یا مستقر در میدان نبرد میباشد .
گپارد بر پایه ی اتاقک تانکهای مشهور لئوپارد1 ، همراه با یک برجک تازه طراحی شده کاملاً چرخان که بر روی آن سوار شده و یک جفت توپ خودکار 35mm اورلیکن KDA و دو آنتن رادار که بر روی آن نصب شده است . رادار کشف هدف در عقب برجک و رادار ردیاب بر روی پیشانی برجک و بین دو توپ نصب شده است . طول لوله های توپ 3.15 متر است و در صورت استفاده از مهمات FAPDS سرعت خروج گلوله از دهانه توپ به 1440 متر بر ثانیه میرسد و حداکثر برد موثر توپها نیز 5500 متر میباشد . توپهای خودکار KDA قادرند دو نوع متفاوت از مهمات را مورد استفاده قرار دهند ، به طور معمول گلوله ها به صورت تلفیقی از 320 تیر ضد هوایی و 20 تیر ضد اهداف زمینی برای هر توپ هستند . در مجموع نرخ آتش توهای اورلیکن 1100 گلوله در دقیقه است .
نیروی لازم برای به حرکت در آوردن برجک الکتریکی گپارد به وسیله ی یک جنراتور 40 کیلوواتی تامین میشود که خود جنراتور نیز از یک موتور 4 سیلندر 3.8 لیتری مرسدس بنز نیرو میگیرد . . گپارد مجهز به 8 پرتاب کننده نارنجک دود زا که در دو طرف برجک نصب شده اند نیز میباشد . KMW در حال گسترش یک سیستم موشکی بر پایه موشکهای سطح به هوای استینگر برای گپارد است . یک جفت از این پرتاب کننده های استینگر در دو طرف هر یک از توپهای 35 میلیمتری نصب خواهد شد .
گونه ها به طور کلی دو نمونه متفاوت از گپارد در حال خدمت هستند ، گونه استاندارد که برپایه تنظیمات آلمانی هستند و گونه متفاوت هلندی .
آلمانی
• رادرا جستجو گر :: باند S و 15 کیلومتر برد
• رادار ردیاب :: باند Ku و 15 کیلومتر برد
• مسافت سنج لیزری
هلندی
• رادار جستجو گر :: باند X و 15 کیلومتر برد
• رادار ردیاب :: باند X / Ka و 13 کیلومتر برد

برنامه های ارتقا
برنامه های به روز رسانی گپارد شامل : یکپارچه کردن امکانات سیستم C3 که در آن برد رزمی گسترش و مسافت درگیری با اهداف به طور چشمگیری افزایش یافته ، ضمن اینکه زمان واکنش کوتاه تر و احتمال بر اصابت گلوله و کشتن هدف نیز بهتر شده است . تاکید اصلی در برنامه های به روز رسانی گپارد مواردی همچون نصب سیستم های جدید کنترل آتش ، فرماندهی و کنترل مدیریت ، وسیله اندازه گیری سرعت گلوله هنگام خروج از دهانه توپ و نهایتاً به دست آوردن گواهی لازم برای استفاده از مهمات ویژه نافذ زره مجهز به خرج موشکی جدا شونده ، موسوم به ( FAPDS ) میباشد .
شبکه فرماندهی ، کنترل و ارتباطات در گپاردهای هلندی شامل سیستم کنترل جدید TICCS همراه با بی سیم FM9000 ساخت شرکت تیلز ( سیگنال پیشین ) هلند است . سیستم C3 برای گپارد های آلمانی HflaAFüSys است که شامل دستگاه بی سیم مدرن SEM93 ساخت کمپانی معروف SEL/Alcatel آلمان میباشد .
جنگ افزارگپارد با یک برجک دو نفره که به و سیله نیروی الکتریسیته عمل میکند و دو قبضه توپ اورلیکن KDA 35 mm یکپارچه شده است . این توپها به صورت خودکار با نوارهای فشنگ تغذیه میشوند . طول لوله ی توپها 3150 میلیمتر ( 3 متر و250 سانتیمتر ) است . نرخ آتش با احتساب هر دو قبضه توپ 1100 گلوله در دقیقه میباشد . هر کدام از توپها دارای 320 گلوله ضد هوایی و 20 گلوله ضد اهداف زمینی آماده به شلیک شامل مهمات جدید FAPDS هستند . سرعت خروج گلوله های FAPDS از دهانه لوله های توپ چیزی بیش از 1400 متر در ثانیه است . گپارد مجهز به 8 پرتاب کننده نارنجک دود زا که در دو طرف برجک نصب شده اند نیز میباشد . KMW در حال گسترش یک سیستم موشکی بر پایه موشکهای سطح به هوای استینگر برای گپارد است . یک جفت از این پرتاب کننده های استینگر در دو طرف هر یک از توپهای 35 میلیمتری نصب خواهد شد .
سیستم کنترل آتش گپارد از کامپیوتر مهار ( کنترل ) آتش دیجیتال ، محصول EADS ( DASA ) بهره میبرد . این کامپیوتر دیجیتالی مینیاتوری از پردازنده 32 بیتی موتورولا 68020 ، کامپیوتر های تک صفحه مداری همراه با کمک پردازنده های محاسباتی و فرماندهی ، کنترل و ارتباطات ( C3 ) استفاده میکند . رادارگپارد مجهز به رادار های جستجو گر و ردیاب مستقل از هم مجهز شده است ، رادار جستجو گر ( در باند S برای خودروهای آلمانی و باند X برای خودروی های هلندی ) در قسمت عقب برجک و رو به جلو نصب شده و رادار ردیاب ( در باند Ku برای خودروی های آلمانی و باند X/Ka برای همتایان هلندی ) بر روی پیشانی برجک مستقر شده است . رادار ها توانایی اسکن 360 درجه محیط و همزمان ردیابی اهداف ، خنثی سازی پارازیت را دارا میباشند . علاوه براین رادار های گپارد قابلیت جستجو گری خود را در حال حرکت نیز همچنان حفظ میکنند.

بمب افکن ایرانی

بمب افکن ایرانی شفق اقتدار ملی

     در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. 

چنین میتوان گفت: 

بی شک ایران با گامهای خوبی که در صنعت هوانوردی برداشته سرآمد کشورهای منطقه است. به ویژه با طراحی و ساخت هوایمای جنگی شفق توانایی بالای خود را را به نمایش گذاشته و کارشناسان نظامی را در سراسر جهان، از چنین طراحی برجسته و پیشرفته ای شگفت زده کرد.

در مورد هواپیمای جنگی شفق که توجه جهان هوانوردی را به خود معطوف ساخت و سایتها و مجله های مشهور صنعت هوانوردی در مورد آن دست به گمانه زنی پرداختند و آن را ستوده و نشانه ایی از پیشرفت صنایع هوایی ایران دانستند. طراحی و ساخت این جنگنده ابتدا قرار بود با همکاری روسیه انجام شود اما با توجه به فشارها و تهدیدهای آمریکا، روسیه خود را از این برنامه کنار کشید و طرحان و کارشناسان ایرانی به ویژه دانشگاه صنعتی شریف برای رو کم کنی هم که شده با همت و تلاش خودشان کار طراحی را انجام داده و به مرحله ساخت اولین نمونه رسیدند.

در واقع همان گونه که سایت اینترنتی روسین دیفنس نوشته بود، ایران با طراحی و ساخت این جنگنده و نمایش آن همه را شگفت زده کرد. با ساخت این جنگنده صنایع هوایی ایران به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست یافته است. این سایت اینترنتی همچنین در مورد این هواپیما می نویسد شفق از موتور روسی RD-۳۳ کلیموف استفاده می کند و از کابین پیشرفته ایی مجهز به سامانه های نمایشگر رنگی ساخت روسیه استفاده می برد.

این نمایشگرها را می توان قابل مقایسه با نمایشگرهای چند کاره و رنگی مورد استفاده در هواپیمای جنگی F/A-۲۲ آمریکا دانست. این سایت شفق را با طرح هواپیمای MiG I-۲۰۰۰ روسیه قابل مقایسه دانسته است.

از ویژگیهای شفق میتوان به طراحی ویژه و آیرودینامیک تحسین برانگیز آن اشاره کرد. از شکل و شمایل هواپیما و همچنین ورودیهای هوای موتور آشکار است که طراحان تلاش بسیاری به خرج داده اند تا بازتابش راداری هواپیما را به کمترین حد ممکن برسانند تا امکان کشف و رهگیری آن دشوارتر باشد.

در واقع می توان شفق را اولین هواپیمای جنگی استیلث ایرانی به حساب آورد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد.

احتمالا طراحان با آینده نگری امکان استفاده از موشکهای هدایت شونده روسی را مد نظر داشته اند. ایران گفتگوهایی را برای تولید موتور پیشرفته روسی به نام RD-۳۳ انجام داده است و گویا گفتگو هایی نیز در زمینه تولید تحت امتیاز نمایشگرهای چند منظوره ساخت روسیه در جریان است. این هواپیما که اولین نمونه آن سال قبل ساخته شد، قرار است که دو سال دیگر، با نقش نظامی یا آموزشی، وارد خدمت نیروی هوایی شود. به هر روی شفق گام تحسین برانگیزی در صنایع هوایی ایران به حساب آمده و طراحی و ساخت آن موجب افتخار و سربلندی ایرانیان است.

ak_47(کلاشینکف)

میخاییل كالاشنیکف در سال 1919 میلادی در یكی از روستاهای سیبری در خانواده ای كشاورز و پر جمعیت به دنیا آمد. میخاییل هفدهمین فرزند خانواده بود و در نوجوانی حتی نمی‏توانست دوره متوسطه مدرسه را تمام كند.
 میخاییل مستعد تمامی اطلاعات و مهارت‌ها ‌را خود مستقلانه و با همت و پشتكار و تلاش خستگی ناپذیر كسب کرد. او زمانی که وارد ارتش شد با استعداد خود فرمانده هانش را شگفت زده می کرد مانند ساخت دستگاه شمارشگر توپ های شلیک شده ازتانک او به هین ترتیب با استعداد هایش توانست به درجات بالاتر برسد.

ای کی ام


كالاشنیكف در سال‌های ‌1941 تا 1945 میلادی در جنگ جهانی شركت كرد كه در آن به شدت مجروح شد وی پس از بازیافتن سلامتی خود شروع به اختراع سلاح دستی اتومات كرد.
در نتیجه آزمون‌ها ‌و تلاش‌های ‌وی طی چندین سال كالاشنیكف تفنگ خود را ساخت. اختراع وی در رقابتی بین نمونه‌های ‌شركت كننده، بهترین شناخته شد و در سال‌های ‌آخر دهه 1940 تصویب شد كه ارتش شوروی سابق به این اسلحه تحت عنوان 47 AK  (اتومات كالاشنیکف 1947) تجهیز شدودر اواسط دهه پنجاه 47 AKبا اندکی تغییر مثل اینکه در ای کی۴۷ شعله پوش اوریب ندارد ولی در ای کی ام اوریب دارد تغریبا بهینه سازی شد و  به سلاح استاندارد نیروهای مسلح شوروی سابق تبدیل شد.
نام كالاشنیكف به طور واقع تبدیل به افسانه شد اتومات كالاشنیكف رایج ترین تفنگ در جهان است امروزه در جهان 100 میلیون كالاشنیكو اتومات در مدل‌های ‌مختلف مورد استفاده قرار می‏گیرد.این اسلحه مشهور روسی در نیروهای مسلح 55 كشور جهان وجود دارد و در آرم ملی شش قدرت جهانی به تصویر كشیده شده است. میخاییل كالاشنیكف بیش از 50 سال زندگی خود را در كارخانه اسلحه سازی در شهر ایژفسك گذرانده كه تا همین امروز نیز به كار خود ادامه می‏دهد وی در حال حاضر رییس اتحاد اسلحه سازان روسیه است.   اين سلاح در سه نوع با قنداق ثابت وتاشو از زير و تاشو از بغل ساخته مي شود كه نوع تاشو آن به دليل اشغال كردن فضاي كمتر و حمل آسانتر مورد توجه قرار گرفته است به خاطر کوچکی و سبک بودن نسبی در جنگ‌های چریکی (پارتیزانی) کارایی دارد.               کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ است ولی در کالیبرهای دیگر نیز ساخته شده است. بنا بر این این سلاح برای بر آوردن نیاز شوروی بعد از جنگ جهانی دوم طراحی شد

 در جریان جنگ اول و دوم جهانی دو نکته اساسی در مورد اسلحه سربازان به اثبات رسیده بود . اول اینکه  تفنگهای بلند با مهمات قوی و برد زیاد به دلیل سنگینی و مشکلات حمل مناسب میدان نبرد نمی باشند دوم اینکه اسلحه های سبک باوزن و طول کم هم با توجه به تحرکی که به سرباز می دادند اما در فاصله هابالای صد متر تاثیر چندانی نداشتند.

  • و این به معنای داشتن خصوصیات زیر بود :

    -سادگی ساختمان

    -نگهداری آسان

    -خوش دست بودن

    -توانایی تولید انبوه

    -اطمینان در عملکرد در بد ترین شرایط.

    طراحی این سلاح به وقتی بر می گردد که سرهنگ میخاییل کلاشینکف به علت جراحات وارد شده در جنگ جهانی دوم در بیمارستان بستری بود . وی ابتدا دست به تحول در سلاح های به کار رفته در جنگ جهانی دوم مثل ام پی ۴۴زداما سرانجام به فکر طراحی یک سلاح هجومی برای ارتش شوروی افتاد . این طرح مورد موافقت سران شوروی قرار گرفت و نهایتا در سال ۱۹۴۷ به ارتش شوروی تحویل گردید.

    کلاشینکف پر مصرف ترین سلاح نیمه دوم قرن بیستم بوده است و هنوز هم نمونه های مختلف آن در بسیاری از نقاط جهان تولید می شود اکنون در حدود ۱۰۰ میلیون قبضه از این نوع سلاح تولید شده است . شهرت این اسلحه در سادگی نگهداری آسان و اطمینان بالا در عملکرد در شرایط بد محیطی می باشد .اسلحه آ-کا ۴۷ همواره به عنوان یک تفنگ قابل اعتماد شهرت فراوانی داشته است این اسلحه توسط فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح شده و لوله برگشت گاز نسبتا بزرگ آن روی لوله اصلی قابل مشاهده است . این تفنگ به دلیل اینکه با تلرانس های نسبتا بازی ساخته شده است قادر به شلیک در محیط های برفی گل آلود و شن و ماسه می باشد . در نتیجه در میان بسیاری از واحد های نظامی جهان ازجایگاه بالایی بر خوردار است.

    نکته جالب این است که آ-کا۴۷ تنها اسلحه است که بسیاری از سازمان ها و نهاد ها آن را به عنوان سمبل خود در نظر گرفته اند . مانند حزب الله لبنان و سپاه پاسداران ایران و پرچم موزامبیک که طرحی از کلاشینکف در آن به چشم می خورد.

       استفاده از این سلاح به دلیل ساختار ساده آن بسیار راحت است به

    طوری که همه ما بارها تصاویر کودکان ویتنامی و آفریقایی را دیده ایم که با وجود اینکه طول سلاح به اندازه قد این سربازان کوچک است اما به راحتی از تفنگ خود استفاده می کنند.آ-کا-۴۷ نتیجه تجربیات شوروی در طول جنگ جهانی دوم بود . مطالعه گزارشات نشان دهنده آن بود:

     که اغلب در گیری ها در فاصله کمتر از ۳۰۰ متر رخ میداد و طرفی پیروز این میدان بود که قدرت آتش بالا تری داشت در نتیجه کلاشینکف پاسخی به این نیازارتش شوروی بود. این سلاح به یک سرباز متوسط توانایی نواخت تیر بالایی می بخشد و به همین دلیل قدرت آتش یک جوخه سرباز مسلح شده با این سلاح به طوروحشتناکی افزایش می یافت اما وجود قدرت اتش بالا به معنی افزایش دقت نیست.

  • تسلیحات تانک ایران

    ايران تنها كشور در خاورميانه است كه بدون هيچ گونه وابستگي پشتيباني و فني، اقدام به طراحي و ساخت تانك نموده است. اصولا يکي از پيچيده ترين طرح هاي نظامي ، طراحي تانکهايي کارا که بتواند اهداف زميني و ... را محقق سازد مي باشد. تانك ذوالفقار تانکي است متناسب با شرايط اقليمي و خودروئي است تمام شني با محيط مرئي كم به طوري كه در محافل نظامي اين ماشين زرهي به تانك نامريي مشهور است و به دليل ارتفاع كمتر نسبت به تانك هاي ديگر طراحي آن طوري است كه در فاصله 800 متري داراي استتار فوق العاده اي است .و در عوض بر عرض آن افزوده شده است كه اين امر باعث افزايش سرعت اين تانك گشته است. نيم رخ كوتاه و همچنين قدرت آتش بالا و قدرت مانور و تحرك با سيستم فشنگ گذاري خودكار تمام اتوماتيك و مسافت ياب ليزري، مجهز به توپ 125 ميلي متري بدون خان و با قابليت پرتاب موشك هاي كور كننده رادار هاي دشمن و سيستم‎هاي دفاعي هشدار دهنده ليزري و راداري و آشكار سازي مادون قرمز و ... از ديگر خصوصيات اين تانك پيشرفته ايراني است . طراحي اين تانك در جهان بي سابقه بوده است . ذوالفقار 3 همزمان توانايي آن را دارد كه با پرتاب راكت هاي دود زا و منحرف كننده الكترونيكي ، 5 راكت را همزمان از خود دفع نمايد . نيز به دليل ارتفاع كم و زاويه كم پيشاني، از بيشترين حفاظت برخوردار بوده و از قدرت تهاجمي و تدافعي بالايي در مقابله با هر نوع تانك برخوردار است. قابليت حركت در آب در عمق 60/1 متري آب يكي ديگر از خصوصيات بارز آن مي باشد. گفتني است مقامات دفاعي نيروهاي مسلح از جايگزيني ذوالفقار 3 با تانكهاي بيگانه ي به خدمت گرفته شده در ارتش و سپاه خبر داده اند.

    يکي از ويژگي هاي ديگر اين تانک پيشرفته که تاکنون اعلام نشده است اين است که اين تانک تمام اطراف خود را بوسيله دوربين هاي مدار بسته z/c360 زير نظر دارد . تانک هوشمند ذوالفقار امروز به جرات مي توان گفت از پيشرفته تانک هاي موجود در دنياست .
    در حقيقت نبود دستگاه تبليغاتي قدرتمند در کشور سبب عدم معرفي درست تسليحات نظامي ما بالاخص تانک ذوالفقار به دنيا شده است .
    تانک ذوالفقار از تانک‌هاي ايراني است که در اختيار نيروهاي مسلح ايران قرار دارد.
    اين تانک در سه مدل 1، 2 و 3 ساخته شده‌است. توپ اين تانک بدون خان با پخش‌کننده دود است.
    عليرغم گذشت حدود 10 سال از معرفي تانک ذوالفقار، حدس و گمانهاي کارشناسان خارجي در مورد اين تانک ادامه دارد. اصولاً تمامي اطلاعاتي که مي‌توان از رسانه‌هاي گوناگون به دست آورد، مبتني بر حدث و گمان و برداشت هاي اطلاعاتي است که از تصاوير و يا فيلم هاي گرفته شده به دست آمده ‌است. طراحي و ساخت اين تانک، خود نمايانگر احساس نياز واحدهاي نظامي ايران به ادوات جنگي قابل اطمينان و ساخت داخل است؛ انديشه‌اي که بر پايه? تجارب ارزشمند زمان جنگ با عراق شکل گرفته ‌است.
    ( برگرفته از ويکي پديا )
    بي شک در ساخت اين تانک، از تجارب ساير کشورها نيز استفاده شده‌است. با اين حال جالب است بدانيد برخي از سايت‌هاي اينترنتي ، تانک ذوالفقار را در رده? تانکهاي بسيار مدرن جهان قرار داده‌اند و اين خود نمايانگر زحمات باارزش مهندسان ايراني است. ذوالفقار گذشته از شباهت ها و همساني‌هايي که با برخي تانکهاي امريکايي و روسي دارد، طرحي کاملاً جديد است که بر پايه تکنولوژي موجود در ايران به نتيجه رسيده و اين خود مهمترين نقطه? قوت ذوالفقار به حساب مي‌آيد. ساخت داخل بودن يک تکنولوژي نظامي، داراي ارزشهاي فراواني از جمله داشتن چشم اندازهاي پيشرفت و بهسازي‌هاي مهندسي در آن وسيله‌است. مسئله‌اي که مي‌توان آن را به عينه در روند تکامل تدريجي تانک ذوالفقار ديد. از اولين نمونه‌هاي آن تا جديدترين مدلهاي ارائه شده، جاي پاي نوآوري و ابتکار به همراه الگوبرداري از نمونه‌هايي نظير 60 M- و1M- و72 T- به خوبي ديده مي‌شود.
    اگر در اولين نمونه? ارائه شده مي‌شد نشانه‌هاي تانک60 M امريکايي را ديد، اما در نمونه ذوالفقار3 اين همخواني‌ها کمتر به چشم مي‌آيد. اگر در دو مدل قبلي (ذوالفقار 1 و 2) ، برجک تانک رگه‌هايي از تانک Z72 T- روسي را در خود داشت، اما در ذوالفقار3 مهندسين ايراني اين يکساني و همخواني را کاهش داده‌اند. در اولين نمونه‌هاي ذوالفقار احتياط مهندسين و محافظه کاري را به خوبي مي‌شد مشاهده کرد. زيرا طراحي آن زيبا ولي ساده صورت گرفته بود. در مدل‌هاي بعدي، رفته رفته اين طراحي شکل بهتري به خود مي‌گيرد و به ويژگي تانکهاي معاصر جهان نزديک تر مي‌شود.
    منابع اطلاعاتي غربي بر اين باورند که کارشناسان روسي، کره? شمالي و برخي کشورهاي اروپاي شرقي از جمله لهستان و يوگوسلاوي، ايران را در تکميل اين تانک ياري داده و تکنولوژي مورد نياز چنين کاري را فراهم ساخته‌اند. با توجه به آنکه کشورمان ، تانکS72 T- را تحت امتياز روسيه در ايران توليد کرده‌است (تانکS72 T- مدل ارتقاء يافته? تانک72 T- محسوب مي‌شود) کارشناسان امور نظامي اعتقاد دارند که در ذوالفقار، از تسليحات اين تانک از جمله سيستم کنترل آتش و توپ پرقدرت 125ميلي متري آن استفاده شده‌است. گرچه مقامات نظامي ايران، اين موضوع را رد و اعلام نموده‌اند در آخرين نمونه? ذوالفقار، اين تانک از جنبه‌هاي فني کاملاً بهينه شده و داراي سيستم کنترل آتش پيشرفته رايانه‌اي و مسافت سنج ليزري مدرن است و تکنولوژي ساخت آن کاملاً بومي شده‌است. با وجود تحريم‌هاي ايالات متحده? آمريکا، احتمالاً ايران برخي از تکنولوژي‌هاي نظامي مورد نياز خود را از کشورهاي بلوک شرق و همچنين کشورهاي آمريکاي جنوبي (ازجمله برزيل) بدست آورده‌است.
    اولين گمانه زني‌ها در مورد مشخصات فني ذوالفقار ، مبتني بر اين بود که اين تانک حاصل مهندسي معکوس تانک‌هاي60/2 M و 48 M- و72 T- مي‌باشد . تصاوير اين تانک نمايانگر اين است که بدنه? ذوالفقار شباهتهايي به تانک60 M- که سالها در نيروي زميني ارتش شاهنشاهي ايران مورد استفاده قرار ميگرفته‌است دارد. همچنين با توجه به شکل و ساختار برجک تانک، گمان مي‌رفت که ذوالفقار از تجهيزات تانکهاي روسي استفاده مي‌کند. در مجموع اين تانک را محصول آميختگي تانکهاي امريکايي و روسي مي‌دانند. ايران از کاربران تانکهاي روسي54 T- و 55 T- و72 T- است.
    نيروي زميني ايران از کاربران قديمي تانکهاي سري M و به ويژه60 M محسوب مي‌شود. تمامي تانک‌هاي مدل T روسي از موتور ديزلي استفاده مي‌کنند که اگزوز آن، بالاي بدنه و سمت چپ تانک قرار دارد. احتمالا ذوالفقار نيز از يک موتور ديزلV شکل با توانايي تقريبي 1000 اسب بخار استفاده مي‌کند. اين ميزان قدرت با توجه به وزن تانک که آن را در حدود 40 تن تخمين مي‌زنند، سرعت قابل توجهي معادل 70 تا 80 کيلومتر بر ساعت به ذوالفقار مي‌دهد. برجک تانک داراي زاويه‌هاي هندسي مناسبي است که به خاطر نوع طراحي آن، برخي از صاحب نظران نظامي را بر آن داشته تا ادعا کنند که تانک ذوالفقار، تقليدي ساده از تانک آبرامز (1M-) امريکايي است.
    همانند ساير تانکها، راننده? تانک ذوالفقار نيز در سمت چپ بدنه قرار مي‌گيرد. راننده? تانک مي‌تواند با باز کردن دريچه ديد بالاي سر خود، به سمت راست به هدايت چشمي تانک بپردازد و يا اينکه از پريسکوپ استفاده نمايد. تانک ذوالفقار مجهز به سيستم ديد در شب و سيستم تهويه هوا براي خارج کردن گاز ناشي از شليک توپ است. صنايع نظامي ايران، کار مقاوم سازي تانک‌هاي نيروي زميني ارتش را در برابر حملات ميکروبي و شيميايي آغاز کرده که اين تغييرات و بهسازي‌ها، شامل حال مدل‌هاي جديد ذوالفقار نيز شده‌است. توپ پرقدرت 125 ميلي متري ذوالفقار همانند تانک72 T-، به صورت خودکار مسلح مي‌شود. همچنين تانک ذوالفقار، مجهز به مسافت ياب ليزري است و برجک آن نيز داراي سيستم برقي مي‌باشد. در ذوالفقار 1 ، مي‌توان سيستم هشدار دهنده و پدافند ليزري ساخت سازمان صنايع دفاع ايران را نيز ديد. اين سيستم مي‌تواند کاربران خود را با تابش پرتوهاي ليزر هدايت کننده، از جنگ افزارهاي هدايت شونده? ضدتانک آگاه کند. اين سيستم توانايي تشخيص پرتوهاي مستقيم و يا غيرمستقيم مسافت ياب‌هاي ليزري را از نشانه گذارهاي ليزري دارد. اين سيستم قدرت واکنش پرسنل تانک را در برابر تهديدها افزايش داده و حتي امکان فعال شدن خودکار و به موقع واحدهاي پدافندي را در سمت زاويه تهديد فراهم مي‌سازد. پدافند مورد استفاده اين سيستم به صورت انتخابي، مي‌تواند ترکيبي از پرتاب کننده‌هاي نارنجک دودزا باشد. اين کار باعث شکستن قفل ليزري پرتابگرهاي دشمن مي‌شود. پوشش اين سيستم هشدار دهنده 360 درجه در افق و 60 درجه در ارتفاع است.
    عمده تغييرات مدلهاي ذوالفقار، بيشتر در قسمت برجک تانک بوده‌است. آنچه که از تصاوير ذوالفقار3 به دست مي‌آيد آن است که بدنه? ذوالفقار3 ، با اسکلت بندي پيشينيان خود تفاوت دارد. بدنه? تانک ذوالفقار1 ، شباهت زيادي به تانک60 M- امريکايي داشت و شني‌هاي آن نيز مشابه همان تانک بود. اما در ذوالفقار3 ، بدنه? تانک دچار تغييرات زيادي شد. اين تغييرات شامل افزايش قطر زره بدنه عقبي و همچنين تغييراتي در زره برجک تانک مي‌شود. زره بخش جلويي تانک نيز برخلاف شباهت‌هاي قبليش به زره60 M-، اين بار بخش بالايي آن با زاويه ديد راننده تانک برابر شده و صاف به نظر مي‌آيد. اين تغييرات به چند دليل صورت گرفته‌است: اولين دليل تزريق تکنولوژي‌هاي جديد به چرخه? صنايع تانک سازي ايران است و دومين عامل آن مي‌تواند افزايش تهديدها از جانب تسليحات جديد ضدتانک باشد. به اين معني که ذوالفقار، براي مقاومت بهتر در برابر اين نوع تسليحات (که روز به روز هوشمندتر مي‌شوند) به زره بهتر و بسيار زخيم تري با آلياژهاي بهتر مجهز شده‌است.
    مدلهاي ابتدايي تانک ذوالفقار، نمايانگر نوع سمت گيري‌هاي نظامي ايران در همکاري‌هاي نظامي با کشورهايي نظير کره? شمالي و يوگسولاوي است. تانکهاي ذوالفقار1 و 2 ، با استفاده از تکنولوژي روسيه و بلوک شرق ساخته شدند. اما ذوالفقار3 ، حاصل همکاري نظامي ايران با کشورهاي خارج اين حوزه‌است. برخي از منابع اطلاعاتي ، از همکاري نظامي ايران و برزيل خبر داده بودند و برخي ديگر احتمال خريد برخي تکنولوژي فاصله ياب دقيق ليزري از IAI (يا Israel Aircraft Industries) داده‌اند. اين احتمال که ايران تکنولوژي‌هاي تازه‌اي را از برزيل و اسرائيل (با واسطه? کشور روماني) دريافت کرده باشد وجود دارد. البته همه چيز در حد احتمال است. بايد دانست که برزيل خود داراي تکنولوژي ساخت تانک است و تاکنون صنايع نظامي آن کشور ، چند تانک را براي ارتش برزيل طراحي کرده و به مرحله ساخت رسانده‌است. به همين دليل ذوالفقار 3 ، شباهتهايي با تانک برزيلي اوسريو دارد.
    ايران به جز تانک ذوالفقار، تانک سفير74 را نيز توليد مي‌کند. (سفير 74 ، همان تانکS72 T- روسي است) صنايع دفاعي ايران همچنين زره پوش‌هاي تندر 1 و 2 و همچنين نفربري به نام براق را نيز به توليد رسانده‌است.
    اين صنايع همچنين بر روي موشکهاي ضدزره نيز کار مي‌کند و تاکنون انواع مختلفي از موشک‌هاي هدايت شونده و غيرهدايت شونده را براي ارتش ايران توليد کرده‌است. (موشک ضدتانک طوفان و رعد 1 و 2) به نظر مي‌رسد صنايع دفاعي ايران پس از هجوم امريکا به عراق و افغانستان، روند کار خود را شتاب بخشيده و به احتمال زياد خط توليد تانک ذوالفقار نيز تقويت شده‌است. اکنون حدس زده مي‌شود تانک ذوالفقار، تانکي بسيار مدرن و قابل اعتماد است و ارتش ايران مي‌تواند به ساخت يک تانک ايراني با استفاده از تکنولوژي داخلي افتخار کند. اگر شمار کشورهايي را که توانايي توليد تانک را دارند در نظر بگيريم، آنگاه اهميت ساخت تانک ذوالفقار را براي ايرانيان بهتر درک مي‌کنيم.
    نوعي تانک پيشرفته تر از ذوالفقار 3 كه هنوز جزييات آن منتشر نشده است در دستور كار توليد در وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح قرار گرفته است .

    تانک ذولفقار

     
    ذوالفقار
    Zulfiqar Tank - Side View.JPG
    نمای کناری تانک ذوالفقار متعلق به نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    نوع تانک اصلی میدان نبرد
      خاستگاه Flag of Iran.svg ایران
    تاریخچه خدمت
     خدمت ۱۳۷۷ تاکنون
    استفاده شده توسط Flag of Iran.svg ایران
    تاریخ تولید
    سازنده مجتمع صنعتی شهید کلاهدوز
    تاریخ تولید ۱۳۷۶ تاکنون
    تعداد تولید شده حدود ۱۰۰ دستگاه
    مدل‌های مختلف ذوالفقار-۲، ذوالفقار-۳
    خصوصیات
    وزن ۳۶ تا ۴۱ تن
    طول ۷ متر
    عرض ۳٫۶ متر
    خدمه ۳-۴

    زره کامپوزیتی یا غیرفعال
    تسلیحات
    اولیه
    توپ بدون خان ۱۲۵ م‌م ۲آ۴۶ام
    تسلیحات
    ثانویه
    مسلسل‌های ۱۲٫۷ و ۷٫۶۲ م‌م
    موتور ۱۲ سیلندر دیزلی
    ذوالفقار ۱: ۷۸۰ اسب بخار
    ذوالفقار ۳: ۱۰۰۰ اسب بخار
    قدرت/وزن ۲۰ تا ۲۲٫۵
    سیستم انتقال قدرت ۶ دنده اتوماتیک اسپات ۱۲۰۰
    سیستم تعلیق چرخش نوار
    برد
    موثر
    ۴۵۰ کیلومتر
    سرعت ذوالفقار ۳: ۷۲ کیلومتر در ساعت در جاده


    نمای روبروی تانک ذوالفقار
    نمای پشتی تانک ذوالفقار

    تانک ذوالفقار یک تانک‌های ایرانی است که به نظر می‌رسد با کنار هم قرار دادن اجزای اصلی تانک‌های آمریکایی ام۴۸ پاتون و ام۶۰ پاتون و تانک روسی تی-۷۲ ساخته شده باشد.[۱]

    اولین پیش‌نمونه تانک ذوالفقار در سال ۱۳۷۲ طراحی شد و خط تولید آن در تابستان ۱۳۷۶ در مجتمع صنعتی شهید کلاهدوز افتتاح شد و از سال ۱۳۷۷ تاکنون مورد استفاده نیروهای مسلح ایران است. ذوالفقار از توپ ۱۲۵ میلی‌متری بدون خان تانک تی۷۲اس، سیستم تعلیق مشابه مدل‌های اولیه ام۶۰، سیستم کنترل آتش اسلوونیایی ای‌اف‌سی‌اس-۳ با قابلیت شلیک در حرکت استفاده می‌کند و نمای ظاهری آن مشابه با سلسله تانک‌های ام۴۸، ام۶۰ و ام۱ آبرامز ارتش آمریکاست. برخی از اجزای این تانک نیز با تانک سفیر مدل بهینه‌شده ایرانی تانک‌های تی-۵۴ شوروی و تایپ ۵۹ چین یکسان است.

    وب‌گاه رسمی وزارت دفاع ایران این تانک را نوع بهینه سازی شده تانک روسی تی-۷۲ معرفی کرده که به سیستم مدرن کنترل آتش تجهیز شده و مهمات ۱۲۵ میلیمتری آن در داخل کشور تولید می شود.[۲]

    آماری از تعداد تانک‌های ذوالفقار تولید شده اعلام نشده اما بنا بر برآوردها در سال ۲۰۱۰ حدود ۱۰۰ دستگاه ذوالفقار در اختیار نیروهای مسلح ایران بوده‌است. در ذوالفقار ۳ که مدل نهایی این تانک است از یک موتور دیزلی ۱۲ سیلندر با قدرت ۱۰۰۰ اسب بخار که با وزن حدود ۴۰ تنی تانک امکان حداکثر سرعت ۷۰ کیلومتری حرکت در جاده را برای آن فراهم می‌کند.

    ویژگی‌ها

    ظاهر کلی ذوالفقار به سلسله تانک‌های آمریکایی ام۴۸، ام۶۰ و ام۱ آبرامز شباهت دارد و برخی ویژگی‌های آن از تانک معروف تی-۷۲ شوروی برداشت شده‌است. از جمله سلاح اصلی تانک که توپ بدون خان ۱۲۵ میلی متری ۲آام۴۶ با قابلیت شلیک اتوماتیک مشابه با تی-۷۲اس است. سیستم تعلیق ذوالفقار مشابه با تانک‌های غربی ام۴۸ و ام۶۰ طراحی شده اما وزن حدوداً ۴۰ تنی آن قابل مقایسه با تانک‌های شرقی (بسیار کمتر از تانک‌های مدرن غربی) است.

    تی۷۲اس آخرین مدل تی-۷۲ است که ۴۲۲ دستگاه از آن بین سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ از شوروی خریداری شد که ۳۰۰ دستگاه آن در ایران مونتاژ شدند. تانک‌های ام۴۸ و ام ۶۰ نیز پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به ایران فروخته شدند. ایران ۲۶۰ دستگاه ام۴۸ را در سال ۱۹۶۰ و ۴۶۰ دستگاه ام۶۰ را در سال ۱۹۶۸ از آمریکا خریداری کرده بود. [۳]

    ذوالفقار ۱ اولین مدل این تانک بود که تا سال ۲۰۰۱ حدود ۱۰۰ دستگاه از آن ساخته شد و از یک موتور دیزلی با قدرت ۷۸۰ اسب بخار استفاده می‌کند و سیستم کنترل آتش اسلوونیایی ای‌اف‌سی‌اس-۳ که امکان شلیک در حرکت را برای تانک فراهم می‌کند، برخوردار است. همین سیستم کنترل آتش بر روی تانک سفیر (مدل بهینه‌شده تی-۵۴ تولید ایران) نیز نصب شده‌است. ذوالفقار ۲ یک مدل آزمایشی بود و ذوالفقار ۳ نتیجه آخرین بهینه‌سازی بر روی این تانک بود که در مرحله تولید قرار گرفت. در ذوالفقار ۳ از یک موتور دیزلی با قدرت ۱۰۰۰ اسب بخار استفاده می‌شود که حداکثر سرعت تانک در جاده را به ۷۰ کیلومتر در ساعت می‌رساند. همچنین با افزودن سیستم کنترل آتش و شلیک اتوماتیک تی-۷۲اس نیاز به خدمه چهارم تانک از بین رفته و خدمه به ۳ نفر (فرمانده، راننده و توپچی) کاهش یافته‌است. زره آن را برخی منابع زره کامپوزیتی و برخی دیگر زره غیرفعال ذکر کرده‌اند اما با توجه به وزن ۴۰ تنی تانک بایستی از زره غیرفعال استفاده شده باشد.[۴]

    تانک ذوالفقار، مجهز به مسافت یاب لیزری است و برجک آن نیز دارای سیستم برقی می‌باشد و طراحی آن در جهاد خودکفایی نیروی زمینی ارتش صورت گرفت. موتور این تانک در مدل‌های اولیه از اوکراین خریداری می‌شد ولی امروزه به طور کامل در داخل کشور ساخته می‌شود.

    همانند سایر تانک‌ها، رانندهٔ تانک ذوالفقار نیز در سمت چپ بدنه قرار می‌گیرد. رانندهٔ تانک می‌تواند با باز کردن دریچه دید بالای سر خود، به سمت راست به هدایت چشمی تانک بپردازد و یا اینکه از پیرابین(پریسکوپ) استفاده نماید. تانک ذوالفقار مجهز به سیستم دید در شب و سیستم تهویه هوا برای خارج کردن گاز ناشی از شلیک توپ است. صنایع نظامی ایران، کار مقاوم سازی تانک‌های نیروی زمینی ارتش را در برابر حملات میکروبی و شیمیایی آغاز کرده که این تغییرات و بهسازی‌ها، شامل حال مدل‌های جدید ذوالفقار نیز شده‌است.

    در ذوالفقار ۱، می‌توان سیستم هشدار دهنده و پدافند لیزری ساخت سازمان صنایع دفاع ایران را نیز دید. این سیستم می‌تواند کاربران خود را با تابش پرتوهای لیزر هدایت کننده، از جنگ افزارهای هدایت شوندهٔ ضدتانک آگاه کند. این سیستم توانایی تشخیص پرتوهای مستقیم و یا غیرمستقیم مسافت یاب‌های لیزری را از نشانه گذارهای لیزری دارد. این سیستم قدرت واکنش پرسنل تانک را در برابر تهدیدها افزایش داده و حتی امکان فعال شدن خودکار و به موقع واحدهای پدافندی را در سمت زاویه تهدید فراهم می‌سازد. پدافند مورد استفاده این سیستم به صورت انتخابی، می‌تواند ترکیبی از پرتاب کننده‌های نارنجک دودزا باشد. این کار باعث شکستن قفل لیزری پرتابگرهای دشمن می‌شود. پوشش این سیستم هشدار دهنده ۳۶۰ درجه در افق و ۶۰ درجه در ارتفاع است.

    عمده تغییرات مدلهای ذوالفقار، بیشتر در قسمت برجک تانک بوده‌است. آنچه که از تصاویر ذوالفقار۳ به دست می‌آید آن است که بدنهٔ ذوالفقار۳، با اسکلت بندی پیشینیان خود تفاوت دارد. بدنهٔ تانک ذوالفقار۱، شباهت زیادی به تانک ام ۶۰ آمریکایی داشت و شنی‌های آن نیز مشابه همان تانک بود. اما در ذوالفقار۳، بدنهٔ تانک دچار تغییرات زیادی شد. این تغییرات شامل افزایش قطر زره بدنه عقبی و همچنین تغییراتی در زره برجک تانک می‌شود. زره بخش جلویی تانک نیز برخلاف شباهت‌های قبلیش به زره M-۶۰، این بار بخش بالایی آن با زاویه دید راننده تانک برابر شده و صاف به نظر می‌آید. این تغییرات به چند دلیل صورت گرفته‌است: اولین دلیل تزریق تکنولوژی‌های جدید به چرخهٔ صنایع تانک سازی ایران است و دومین عامل آن می‌تواند افزایش تهدیدها از جانب تسلیحات جدید ضدتانک باشد. به این معنی که ذوالفقار، برای مقاومت بهتر در برابر این نوع تسلیحات (که روز به روز هوشمندتر می‌شوند) به زره بهتر و بسیار ضخیم‌تری با آلیاژهای بهتر مجهز شده‌است. ذوالفقار ۳ همزمان توانايي آن را دارد كه با پرتاب راكت هاي دود زا و منحرف كننده الكترونيكي ، ۵ راكت را همزمان از خود دفع نمايد. قابليت حركت در آب در عمق ۶۰/۱ متري آب يكي ديگر از خصوصيات بارز آن مي باشد. یکی از ویژگی های دیگر این تانک این است که این تانک تمام اطراف خود را بوسیله دوربین های مدار بسته z/c360زیر نظر دارد